X
تبلیغات
رایتل



 

 شمیم

آخرین یادداشتها
  نام گذاری
پایان تعطیلات
بهار
من و دوستان وبلاگی
یک هفته باشکوه !!
باقالی و خانه تکانی و...
صندلی
کیمیاگر
شانه های تو
شیرینی عبادت
ریا
حس خوب
بغض های پوشالی
هدیه
حرفهای ...
 
آرشیو
  فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 
موضوعات
 
 
لینک های روزانه
  نگاه من , زندگی ما
 
لینک دوستان
  قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
صمیم و علی
یادداشت های یک خبرنگار(کامران نجف زاده)
پوچ
گاه نوشتهای یک مخلوق
وسوسه
در پناه تو
شعر ودلنوشته
دیونه خونه من
کویر
بادبادک
محسن وسحربانو
بید مجنون
دختر برفی
خودم
دوست پاییزی
فروردینی
رویای زندگی من
دکتر گمشده
به نام آنکه دل را با صفا کرد
من و حرفهای جوجه شده
غروب غریبانه دل
اینجا آخر دنیاست
گیلاس
کوکو خانوم
همشهری جواد
معصوم
نگارین
حرفهای یه پسر غمگین
روی دیگر سکه
همون ولی یه جور دیگش
 
لوگو
  width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
 
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری
 
جستجو

 
امکانات
 
تعداد بازدیدکنندگان
62230

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

 هوس

 
  

تو اتاق پشت کامپیوتر نشسته بودم. دیدم  شوهری عصا زنان داره میاد. رفت تو اون اتاق خواب بعدش اومد پیش من . می گم تا میام اون ور سرتو میکنی تو کتابات منم تلویزیونو خاموش میکنم میام اینور حالا اومدی چیکار اینجا.میگه اینهمه زحمت کشیدم اومدم عید و بهت تبریک بگم .بعدم میگه بفرما اینم عیدیت بابت این عیدو وزحمتهای این چند روزتو وعید هفته آینده نه جون من میخوای عید نوروزو تولد وسالگرد ازدواجم باهاش حساب کن . بعدش حرف تنهایی  شب یلدا شد گفتم ولش کن خودمون یه شب یلدای دو نفره عشقولانه می گیریم همه چیم برات می خرم میگه اره ذرت (مکزیکی) هم درست کن آخه از کی شب یلدا ذرت مکزیکی می خورن که من خبر نداشتم .عیب نداره  .بچه حال نداره دیگه وگرنه قبلا اینجوری نبود که.

از بس دیشب  این تلویزیون هندونه نشون کهداد دیگه آخر شبی اینقده هوس هندونه کردیم . حالا نمیدونم چرا من دیشب سردیم کرده بود هی تند وتند میرفتم دستشویی . من که هندونه رو نخورده بودم فقط هوس کرده بودم.تازه شوهری امروز میگه راستی دیشب بستنی نخوردیما

  04:56 ب.ظ | شمیم | نظرات [5] نسخه چاپ
 

 
>