X
تبلیغات
رایتل



 

 شمیم

آخرین یادداشتها
  نام گذاری
پایان تعطیلات
بهار
من و دوستان وبلاگی
یک هفته باشکوه !!
باقالی و خانه تکانی و...
صندلی
کیمیاگر
شانه های تو
شیرینی عبادت
ریا
حس خوب
بغض های پوشالی
هدیه
حرفهای ...
 
آرشیو
  فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 
موضوعات
 
 
لینک های روزانه
  نگاه من , زندگی ما
 
لینک دوستان
  قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
صمیم و علی
یادداشت های یک خبرنگار(کامران نجف زاده)
پوچ
گاه نوشتهای یک مخلوق
وسوسه
در پناه تو
شعر ودلنوشته
دیونه خونه من
کویر
بادبادک
محسن وسحربانو
بید مجنون
دختر برفی
خودم
دوست پاییزی
فروردینی
رویای زندگی من
دکتر گمشده
به نام آنکه دل را با صفا کرد
من و حرفهای جوجه شده
غروب غریبانه دل
اینجا آخر دنیاست
گیلاس
کوکو خانوم
همشهری جواد
معصوم
نگارین
حرفهای یه پسر غمگین
روی دیگر سکه
همون ولی یه جور دیگش
 
لوگو
  width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
 
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری
 
جستجو

 
امکانات
 
تعداد بازدیدکنندگان
62120

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

 نام گذاری

 
 

می پرسه : بالاخره بچه تون دختره یا پسر ؟

با خنده میگه : دختر (البته چون بچه اولش پسر بوده با خنده گفته ها )

     +     : خب حالا اسمشم انتخاب کردین ؟

      _    : راسستش من که نگار دوس دارم ولی باباش می گه یه نذری کرده بوده باید اسمش تو شناسنامه هم که شده زینب باشه .

    +     : وای تورو خدا نه . می خواین اسمشو زینب بذارین .یعنی می خواین این بچه بد بخت بشه .هر کی اسمش زینب بوده بدبخت شده .همین خود من نمی بینی چقدر دارم تو زندگیم مصیبت  می کشم !!!!

 

 

پ.ن 1: من تازه بعد سالها اشنایی با یشون فهمیده بودم اسمش زینب  تو شناسنامه اش فقط .چون همه به یه اسم دیگه صداش می کردن .از نظر مالی و خونوادگی هم تا جایی که من میدونم وضعشون از متوسط بالاتره حالا نمی دونم کدوم مصیبت زندگیش منظورش بوده که بابت اون اسم شناسنامه ای سرش اومده .

 

پ.ن 2: یعنی تو شهر ما بمب گذاشتن شما نباید یه حالی از من می پرسیدین ؟  این دادش ماکه  زنگ زده می گه: ای بابا تو که هنوز زنده ای !!چرا نرفته بودی اونجا شهید شی . تو میرفتی بهشت منم می رفتم سر یه کار درست و حسابی .

  09:55 ق.ظ | شمیم | نظرات [15] نسخه چاپ
 

 
>